قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى

92

ارشاد الزراعه ( فارسى )

چنانچه در جريب پانزده من افتد و چون باتمام رسد مال نموده پل نمايند و در قوس آب دهند و ديگر گذارند كه چون باقلا گل كند و ماشوره بندد آب دهند و اگر قبل از آن آب دهند بدستور ماشوره نمىبندد و زور بر برگ و شاخه مىنمايند و بعد از آن در آب دادن تقصير نكنند كه فايده بسيار دارد . نوع ديگر نوع ديگر آنست كه زمين را شديار نموده تيش زنند و در هرجويه بدستور جوزقه زراعت نمايند كه خوب روش مىكند ، اما باقلا بايد كه نزديك يكديگر نباشد و آنچه در جويه زراعت شده باشد پيش از گل كردن بطريق جوزقه سرزنند كه بلندقد نشود و زور بربار نمايد و رسيدن آن دهم جوزا است . مشتك مشتك كه به عربى ملك گويند سرد و خشك است مولد سوداست و مصلح وى شيرينى . بيت از روضهء رضوان كه مشتك آمده بيرون * دل‌سوخته و بر رخ او سوز عيان است كردك كردك كه در دفاتر ملك نويسند در سنبله بطريق مشك جو زراعت مىشود و در قوس آب مىدهند اكثر سياه كشت است و بقرار جريب ده من بذر مىشود و رسيدن آن در دهم جوز است . كنج كنج كه بگاوى مشهور است در حوت زراعت مىشود بقرار جريب ده من و آب بسيارى بايد داد و اصطلاح آنست كه در صحرا زراعت نمايند كه شل نگيرد و رسيدن آن اول سنبله است .